مجله اینترنتی پویش

banner ads
banner ads

نقد فیلم A Hidden Life : جهان نور محض

«یک زندگی پنهان» (دانلود فیلم A Hidden Life با لینک مستقیم) آخرین ساخته‌ی «ترنس مالیک» کارگردان به نام آمریکایی، از اولین اکرانش در فستیوال کن ۲۰۱۹ تا آخرین روزهای اکران سال، جزو مهم‌ترین فیلم‌های سال و همین‌‌طور بهترین آثار این کارگردان شهیر. این فیلم که بر اساس ماجرایی واقعی ساخته شده، درام خطی کلاسیکی است که به گوشه‌ای پنهان از جنگ جهانی دوم می‌پردازد و تصویر زیبایی از ایمان استوار و خدشه‌ناپذیر در سختی‌ها و بحران‌ها را  نشان می‌دهد که حتی مرگ هم جلو دارش نیست. «یک زندگی پنهان» در واقع فیلمی ضد-جنگ است که با نگاه عرفانی، فلسفی و شاعرانه‌ی «ترنس مالیک» تبدیل به اثر هنری شکوهمند و استواری شده و هر بار دیدن آن درک تازه‌ای از جزییات جهان بصری‌اش را فراهم می‌سازد.

تازه‌ترین اثر «مالیک» داستان «فرانز ییگرشتتر» (اگوست دیل) کشاورز اتریشی است که به دلیل باور و اعتقادات شخصی‌اش (اساسن جنگ را مخرب می‌بیند و جنگیدن برای هیتلر را نادرست) از پیوستن به نازی‌ها و جنگیدن برای آن‌ها در جنگ جهانی دوم امتناع می‌کند و به تبع این نافرمانی از دولت وقت، به زندان برده می‌شود و همچنان که روی اعتقاداتش ایستاده است، به جرم خیانت به وطن و تضعیف روحیه‌ی ارتش اعدام می‌شود و این گونه «مالیک» در «یک زندگی پنهان» شعر حماسی خود را برای شخصیت با وجدان و آگاهش می‌سراید.

 

«یک زندگی پنهان» فیلم احساسی و باشکوهی است که منبع الهام آن زندگی است که به دلیل در دسترس نبودن و پنهان ماندن در وهله‌ی اول برای تماشاگر عادی مهم به نظر نمی‌رسد و فقط در حاشیه‌ی فاجعه‌ای به نام جنگ قرار گرفته است ولی با نگاهی دقیق‌تر از سمت تماشاگر سینمای «مالیک» و یا «تماشاگر خاص» به قسمت مهمی از فاجعه بدل می‌شود. نه فقط جنگ، بلکه جبر حاکمی که سرنوشت تک‌تک افراد را تغییر می‌دهد، حتی آنان که در نوک کوه و دل بیابان به سر می‌برند. موقعیت دراماتیک اثر زمانی شکل می‌گیرد که کاراکتر اصلی فیلم «فرانز ییگرشتتر»، به خاطر اعتقاد و باورهایش، به جنگ نمی‌‌رود و اساسن جنگ را ضد ارزش و کشتن هم نوعانش را نادرست و غیر اخلاقی می‌داند. او فقط می‌خواهد در کنار خانواده‌اش زندگی پنهان و عاری از خشونتش را ادامه دهد، ولی دیری نمی‌‌گذرد که این زندگی بی‌دغدغه بر ملا می‌شود و یک سر این خیانت، مردم خود او هستند.

مردمی که به دنبال منافع خودشان هستند و علاوه بر این که ارزش های او را درک نمی‌کنند، مدام تحقیرش هم می‌کنند و جنگ و کشتار را افتخار می‌دانند. بعد از گذشت ۳۰ دقیقه از فیلم، با «فرانزی» رو به رو هستیم که مقابل خودش قرار می‌گیرد و همچنان که پای اعتقاداتش ایستاده است، مدام درگیری‌‌های ذهنی‌اش در این باره بیشتر می‌شود و  با مراجعه به کشیش سعی می‌‌کند تا جواب سوالاتش را بیابد اما کشیش هم نمی‌تواند جواب درست و قاطعانه‌‌ای به او بدهد و دفاع از وطن را وظیفه‌ای فراتر از هر چیز می‌بیند.«فرانز» در نهایت به خودش و خانواده‌اش وفادار می‌ماند و عهدی که با خود بسته است را زیر پا نمی‌گذارد و از اعتقاداتش روی بر نمی‌گرداند و زندان رفتن، تنهایی، شکنجه و زجر کشیدن را امری اخلاقی و برتر از جنگ می‌بیند و مردن در راه باورهایش را مرگی خوش می‌پندارد و می‌داند بعد از تمام تاریکی‌ها و نا امیدی‌ها نوری در جریان است.

 

«ترنس مالیک» در آخرین اثرش تقریبن همان رویکردی را به کار می‌بندد که خاص سینمای شاعرانه و عرفانی اوست و نمونه‌اش را در آثار دیگر او  مانند «درخت زندگی»، «دنیای نو»، «خط باریک قرمز» و… دیده‌ایم و این بار هم داستانش را از پیچش‌های سفت و سخت رها می‌کند و می‌رود به سمت موقعیت سرحدی و روایت هنری بر اساس الگویی غیر اروسی. «مالیک» در تمام آثارش، کاراکترهایش را به سمتی سوق می‌دهد که در پی چیزی فراتر از زندگی تنانی باشند، در پی کشف معنای زندگی، مفهوم مرگ، کشف ذات هستی، دلایل وجودی و ماهیتی، کشف حقیقت، و پیوستن به نور با اختلافات تشکیکی. نوری که همیشه در جریان است برای آنان که درک می‌کنند. فی الواقع چنین نگاه ویژه‌ای درصدد آن است تا پاسخ روشن، غنی و مناسبی برای مخاطب خاص و قشر فرهیخته‌ی سینمای مدرن بدهد.

آثار «مالیک» شفابخش هستند و حال مخاطب پی‌جو را خوب می‌کنند و تصاویر بکرش هیچ‌گاه از خاطرمان نمی‌روند. «مالیک» در «یک زندگی پنهان» دگر‌باره می‌خواهد مخاطب را از طریق ایماژهای ناب، ترکیب خاص تصاویر، رنگ‌ها، حرکت‌های آرام و مواج گونه‌ی دوربین، ریتم کند و تفکر‌آمیز و موسیقی آسمانی، کلام شاعرانه‌ و عارفانه‌اش را به مخاطب برساند و به روش اشراقیون عمل کند و آنان را از  تفسیر استدلالی جدا کند و احساس شهودشان را برای درک مفاهیم فیلم برانگیزد. «مالیک» با نگاه خلاقانه‌ی خودش از طرفی حس عجیبی از بی‌وزنی، وانهادگی و همسویی با زمان را به وجود می‌آورد و از طریق نریشن‌های آرام و آمیخته به احساس و خاطرات، تدوین و چرخش دوربینش به دور شخصیت‌هایی که در میان افکار و عقاید سر در گم  هستند و به عبارتی پی جو حقیقت، نوعی حال و هوایی از پیوند با هستی را حتی در پنهانی‌ترین نقاط نشانمان می‌دهد و  از طرفی هم با چنین روشی به قواعد و فرمول‌های فیلم‌های آمریکایی پشت پا می‌زند و نشان می‌دهد که اعتقادی به سینمای سنتی و تاکید بر فیلمنامه‌‌ی پر پیچ و خم  ندارد و خاطر نشان می‌کند که بحران‌ها از طریق تصاویر و حس دیداری بیشتر از واژه‌ها قابل درک هستند چرا که در روزگار ما واژگان ساحت جادویی خود را از دست داده‌اند.

«مالیک» داستان خطی اثرش را به ساده‌‌ترین شکل روایت می‌کند و آن را به چهار بخش تقسیم می‌کند. بخش اول زمانی است که « فرانز ییگرشتتر» به همراه دیگر روستاییان بدون هیچ دغدغه‌ای روزگار خوشی را سپری می‌کنند و هنوز خبر هولناک را  نشنیده‌اند. (جمله‌ی معروفی از برتولت برشت: آن که می‌خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است). بخش دوم زمان فرا رسیدن خبر هولناک و شروع رنج و عذاب «ییگرشتتر» به خاطر تضاد باورها و اعتقاداتش با نازی‌ها و فراخواندنش به جنگ است. در بخش سوم به سراغ تنهایی، غم و اندوه «ییگرشتتر» در زندان و مردنش در همین تنهایی می‌رود. در نهایت در بخش چهارم دنیای  بعد از مرگ او و زندگی همسر و فرزندانش و نوید دوباره ساختن‌ها را نشانمان می‌دهد.

«ترنس مالیک» را باید یکی از دُرهای گران‌‌بهای سینما و هنر معاصر دانست که با نگاه خلاقانه‌اش جهانمان را دگرگون می‌کند و با این که در دوره‌ی فیلم سازی‌اش بسیار کم‌کار و گزیده‌کار بوده است، اما تمام آنچه که خلق کرده است جزو شاهکارهای سینمایی محسوب می‌شوند و با هر فیلمی که ساخته است جان تازه‌ای به هنر بخشیده است و روح سینما را تعمید داده است. «مالیک» در «زندگی پنهان» هم فراتر از یک فیلم عمل می‌کند و آن را بدل می‌کند به اثر هنری عظیم و مقدسی که با هربار نگاه کردن به آن روحمان را جلا خواهیم داد.

«وقتی هیچ امیدی به نجات نداری نور جدیدی جریان پیدا می‌کند.»

یک زندگی پنهان

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها