مجله اینترنتی پویش

banner ads
banner ads

نقد فیلم سینمایی Extraction: ماموریت ممکن!

«استخراج»  اولین فیلم سینمایی بلند «سم هارگریو» است، کارگردانی که سال‌ها پشت صحنه‌ی فیلم‌ها فعالیت داشته و تجارب گوناگونی کسب کرده و در نهایت اولین تریلر اکشنش را که بر اساس رمان مصور است برای نتفلیکس ساخته است و با جذابیت‌های بصری فراوان، یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه‌ی تمام مخاطبین را پای بلاک‌باستر پر رنگش نگه می‌دارد.

داستان «استخراج» داستانی ساده، یک خطی و واضح است. داستانی که حتی امکان تحلیل جریانات اصلی، خرده روایات و همین‌طور دیدن سیر رشد و نمو شخصیت‌ها را در طول ماجراها برای مخاطب بوجود نمی‌آورد و همه چی را حاضر آماده در اختیارش قرار می‌دهد بدون اندکی پس و پیش. و اما نکته‌ی حائز اهمیت این است که همین روکار بودن قضایا، مخاطب را به سادگی تا دقایق پایانی نگه می‌دارد. چنین رویکردی هم عجیب و دور از ذهن نیست به هر حال طیف وسیعی از مخاطبین سینما در واقع طرف‌دار فیلم‌های اکشن و سرگرم کننده‌ی این چنینی هستند و «استخراج» هم بی‌شک یک اکشن پر زرق و برق و لذت بخش برای این طیف محسوب می‌شود. «سم هرگریو» در «استخراج» روایت کلاسیک تعقیب و گریز دو جناح مختلف (گنگستر بنگلادش در مقابل گنگستر هندوستان) را نشانمان می‌دهد.

 

دزیده شدن پسر یک قاچاقچی بزرگ و معروف هندی توسط مخالفین بنگلادشی و پرو‌ژه‌ی نجات دادن پسر توسط قهرمان فیلم «تایلر ریک» (کریس همسورث) به سرپرستی «نیک خان» (گلشیفته فراهانی) و گروهش که چنین عملیات‌هایی را خارج از قوانین و اتصالات با نیروهای دولتی، ( معمولن موفقیت آمیز) در قبال مبالغ بسیار بالا برپا می‌کنند. و این گونه «سم هرگریو» با رفتن در دل شهری شلوغ و غمزده و نشان دادن انواع و اقسام مبارزات و درگیری‌ها بین گنگسترها و گذاشتن موانع بی‌شمار بر سر راه قهرمان اصلی تا رسیدن به هدف، خوراک دلچسبی را برای عموم مردم در ایام قرنطینه فراهم می‌کند.

با گذشت چند دقیقه از فیلم به راحتی می‌توان حدس زد که «استخراج» اکشنی پیچیده و چندلایه نیست که داستان آن در هزارتوی روابط حاکمیت، قدرت و فساد گم بشود و یا سیر تحول شخصیت‌ها را از ابتدای مواجه با عنصر مخالف و کشمکش‌های بوجود آمده تا انتهای تغییرات نشانمان دهد. «استخراج» یک راست می‌رود سراغ یک عینیت شفاف محض (دزدیده شدن پسر یک گنگستر و عملیات نجات او توسط یک نظامی سابق) و همه‌ی عناصر داستانی‌اش را طبق این فرمول جلو می‌برد بدون این‌که به قبل و بعد ماجراها کاری داشته باشد. در این فیلم نه با تصویری از یک قهرمان فناناپذیر و رویایی همچون «جان ویک» مواجه‌ایم و نه با اکشنی رده بالا همچون «جیسون بورن» که با متنی قوی و سرشار از پیچش‌های دقیق داستانی و شخصیت پردازی درست و درمان میل دیدن قسمت بعد را در ما بوجود بیاورد. «استخراج» مک گافینی ساده و سر راست است که تک داستانش و کاراکترهای تخت‌ و پر رنگش را بر حسب ضرورت ساختاری (که اهمیت ذاتی هم ندارند) به شکلی رند جلو می‌برد. اکشنی مهیج که در حد متوسط باقی می‌ماند و هدفش بی‌شک سرگرم کردن مخاطب است نه درگیر کردن فکرش.

 

قبل از اشاره به نقاط قوت فیلم بهتر است نگاهی به نقاط ضعف آن داشته باشیم که باعث می‌شود «استخراج» از تبدیل شدن به یک اکشن تمام عیار و رده بالا، جا بماند. بارزترین نقطه ضعف «استخراج»، فیلمنامه‌ی آن است. در واقع فیلمنامه‌ی «استخراج» بیشتر از دو سه خط ادامه پیدا نمی‌کند و در همین چند خط با نگاهی دقیق‌تر حفره‌هایش نمایان می‌شود. «استخراج» فاقد گره‌های مستحکم داستانی و گره‌گشایی‌های منطقی است، شخصیت‌پردازی تخت و یکدست آن نوعی فاصله‌گذاری و عدم باورپذیری را برای تماشاگران بوجود می‌آورد،‌ انگیزه‌ی اصلی قهرمان فیلم برای نجات پسر یک گنگستر برای مخاطب آن‌چنان اثرگذار نیست، چگونگی ورود شخصیت‌های مکمل (نیک و گروهش) به داکا در این پروژه، رفت و آمد راحت و نه فقط با ماشین بلکه با هلیکوپتر در داکا و تمامی امکاناتی که «نیک» برای گروهش فراهم کرده آن هم در کشوری دیگر عجیب و حل نشده باقی می‌ماند. فلش‌بک‌های بی‌تأثیر در زندگی «تایلر ریک»، عدم منطق روایی در صحنه‌های فیلم و… همه و همه‌ی آن‌چه که در فیلم می‌بینیم جدای از جذابیت‌های فراوان بصری، تکراری و قابل پیش‌بینی هستند و تماشاگر را غافلگیر نمی‌کنند و جز نقاط ضعف فیلم محسوب می‌شوند و از آن جایی که این فیلم حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد حتی صحنه‌ی پایانی آن هم که به نوعی نشان از ساخته شدن قسمت‌های بعدی این فیلم می‌دهد، آن‌چنان حس تعلیق و انتظار را به وجود نمی‌آورد.

با این حال نمی‌توان «استخراج» را کاملن نادیده گرفت. اولین اثر بلند «سم هرگریو» با اتکا به چند نقطه‌ی قوت تماشایی می‌شود و لحظات خوبی را برای مخاطب به وجود می‌آورد و ثابت می‌کند ارزش یک بار دیدن را دارد. از نقاط قوت فیلم می‌توان اشاره کرد به فیلمبرداری بی‌نظیر و خلق لحظات ناب سینمایی، دوربین روی دستی که مخاطب را در دل ماجراها می‌برد و او را بدل به بخشی از روایت می‌کند، صحنه‌های تعقیب و گریز، طراحی صحنه‌ها و همین‌طور بازی‌های خوب که نقش به سزایی در جذب مخاطب در الگوی اروسی و رسیدن به لذت، دارند. از قهرمان اصلی فیلم «تایلر ریک» گرفته تا کاتالیزوری مثل «نیک» که با گروهش در رسیدن قهرمان به مرحله‌ی آخر موثرند و همین طور بدمن‌های ماجرا که واقعن احساس خشم و نفرت و اشمئزاز را به خوبی در مخاطب به وجود می‌آورند.

«سم هرگریو» در اولین فیلم سینمایی‌اش اگرچه نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه‌ای را از بین ببرد ولی توانسته است از طریق تصاویر نابش تا حدودی آن‌ها را مهار کند و فیلم را حداقل از دیده نشدن نجات دهد. با وجود این‌که «استخراج» اولین تجربه‌ی کارگردانی «سم هرگریو» است، او تمام تجارب و مهارتش را جمع می‌کند و در قاب دوربینش لحظاتی زیبا را ثبت می‌کند که دیدنشان برای مخاطب لذت بخش است، از شیرجه‌ی اول فیلم در لوکیشنی بکر گرفته، تا نماهایی از داکا شهری آلوده، تیره و تار و غمزده با انبوه پلیدی‌ها و در دل آن صحنه‌های اکشن جان‌داری که ما را با قهرمان و همراهانش در این مسیر همسو می‌سازد و در نهایت تیرهایی که «نیک» نشانه ‌می‌گیرد تا شاید بخشی از دنیا را از فساد و جرم و جنایت نجات دهد و ماموریتش را آن‌طور که می‌خواهد به پایان برساند.

«استخراج» با اتکا به جنبه‌های بصری ثابت می‌کند اثری است که تمامن برای دیده شدن میان عموم تماشاگران ساخته شده و از این جهت در نوع خودش و در بین اکشن‌های میان رده، نمره‌ی قابل قبولی می‌گیرد. «استخراج» آن‌ هم درست زمانی که بحران همه‌گیر سینماها را تعطیل و سینماروها را خانه نشین کرده یک موفقیت تضمینی به شمار می‌رود.

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها